تبليغاتX
آناسوتی حرام اولسون آنادیلین بیلمه یه نه
آناسوتی حرام اولسون آنادیلین بیلمه یه نه
اولسام ديليم ديليم دئمه رم پئشمانام وطن آند ايچميشم قانيملا يازام؛ "قوربانام وطن"
شوونيزم رضاخاني هنوز زنده است!
صندوق جريمه صحبت به زبان تركي در روستاي مينق هريس

 در كتاب بسيارگرانقدر و با اهميت «گذشته چراغ راه آينده است»  نوشته شده است:

« ذوقي رييس فرهنگي كه بعد از محسني به آذربايجان‌آمد صندوق جريمه تركي حرف زدن در دبستانها گذاشت تا هر طفل دبستاني آذربايجان كه جسارت ورزيده تر كي صحبت كند جريمه شود .»

(جامي، گذشته چراغ آينده است،تهران ، انتشارات نيلوفر، ص 240)

ذوقي و محسني روساي آموزش و پرورشي هستند كه در دوران سياه رضاخان در آذربايجان منصوب شده و همچون عبدالله مستوفي والي نفرت انگيز آذربايجان از كاگزاران اصلي  شوونيزم فارس در اين ايالت بزرگ و حساس محسوب مي شدند .

طبعا  با گذشته بيش از نيم قرن ازآن سالهاي تحقير ، توهين و سركوب چنين بنظر مي رسد كه در حال حاضر با روي كار آمدن نظام جمهوري اسلامي نسل جديد هرگز شاهد چنين اوضاع شومي نخواهد بود.اما متاسفانه ويروس بشدت خطرناك  شوونيزم فارس همچنان در حال حيات و تكثير است ودر زواياي فكري برخي از مديران بصورتي فعال و حتي از نوع مهلك آريامهري آن مشاهده مي شود.

 به خبر تاسف آور و حيرت انگيز زيركه توسط يكي از اهالي نقل شده است  توجه فرماييد:

«مينق يك روستاي نه چندان معروف در 15 كيلومتري بخش هريس است.خود اين بخش در 85 كيلومتري غرب تبريز قرار دارد.در روستاي مينق دبستان ابتدايي شرف و مدرسه راهنمايي پروين اعتصامي به رياست خانمها 00000و…..» كه غير بومي هستند بعنوان برترين نمايندگان وزارت آموزش و پرورش  در اين روستا سرگرم تعليم وتربيت  دختركان معصوم روستاي مينق هستند.اگر شما داخل مدرسه شويد در راهروي هر دوي اين مدارس يك صندوق نسبتا بزرگ شبيه آنچه كه معمولا براي جمع آوري پيشنهادات در مدارس تهران  گذاشته مي شوند قرار داده شده است . اما دختران دانش آموز مينق در اين صندوقها  پاكت نظرات و پيشنهادات خود را نمي اندازند ! به دستور مديران هر دو مدرسه،  دانش آموزان اين مدارس موظف هستند به هنگامي كه دانسته يا ندانسته در كلاس ،حياط مدرسه و يا بطوركلي هر جا در حضور مسئولان اين مدارس به زبان مادري خود و در واقع تركي صحبت كنند  جريمه شوند و اسكناسهاي 20، 50 و 100 توماني را بسته به ميزان جريمه تعيين شده از سوي معلمين ، ناظم و يا مدير در صندوق جريمه ها بيفكنند.

اين قانون نفرت انگيز باعث شده تا بسياري از كودكان از ترس ناتواني در تكلم زبان فارسي از پرسيدن سئوال در كلاسهاي درسي كه مي بايد تشويق كننده پرسشگري باشد اجتناب كنند،در صورت جريمه شدن هزينه اي را به خانواده محروم روستايي خود براي ريختن در صندوق تحميل كنند،به تشويق معلمين  خود در صورت نپرداختن جريمه از سوي همكلاسان خود خبر چيني كنند، به دليل شرطي شدن و ترس ناخودآگاه از جريمه شدن حتي با والدين  ترك خود كه تنها قادربه صحبت به زبان تركي هستند   در خانه ها فارسي صحبت كنند ، از هم صحبتي با پسران ترك زبان خانواده ويا فاميل كه در مدارس آنها قوانين شوونيستي اي كمتري به چشم مي خورد  فاصله بگيرند .قادر به يادگيري كامل زبان مادري خود نشوند، در اثر تلقين مسئولان مدرسه  به زبان مادري خود به ديده تحقير بنگرند و 000000

بي ترديد آنچه كه درمدارس پروين اعتصامي وشرف  روستاي مينق در جريان است يك جنايت فرهنگي است كه مطابق تعريف سازمان يونسكو  از آن  مي توان تحت عنوان ژنو سايد فرهنگي نام برد.

آقاي مستوفي والي منصوب رضاخان در آذربايجان روزي به هنگام اعتراض مردم تبريز به وضعيت بد نان در كمال وقاحت گفته است: شما كه علف خورده و مشروطيت گرفته ايد مي توانيد همانند خران نان جو نيز بخوريد.

اين امر به مثابه آن است كه يك شهردار به اهالي ممتازترين و پاكيزه ترين محله شهر بگويد حالا كه شما بيشترين زحمت ر ا در امر پاكيزگي شهر كشيده ايد ،الگوي ديگر محلات شده ايد و خواستار پاكيزه شدن همه شهر هستيد  بفرماييد اين جارو را برداريد و همه شهر را تمييز كنيد! البته از والي منصوب رضاخان اين بيسوادتريتن ولمپنترين شاه ايران بيشتر از اين را نمي توان انتظار داشت.اما چنين اظهارات شاهانه اي تنها مختص دوران پهلوي نيست.

استاندار آذربايجان شرقي نيزاخيرا در كمال بي شرمي با مخاطب قرار دادن مردم آذربايجان گفته است: آنهايي كه صحبت از اجراي اصل 15 قانون اساسي مي نمايند به آذربايجان خيانت مي كنند

 

ناچاريم بگوييم كه اين اظهار نظر شاهانه نيز همانند آن است كه آخوندي بگويد آنكسي كه فرضا از آيه 15 سوره مباركه بقره صحبت كند به امت اسلام خيانت كرده است!

|+| نوشته شده توسط کولگه در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 2:12 |

مبارز کوچکی که همه مبارزان بزرگ را شرمنده مبارزه خود کرد!
مهران رحیمی  کودک 6 ساله قوشاچایلی ،کم سن ترین فعال حرکت ملی آذربایجان است!

این چهره زیبا و مقاوم  متعلق به مهران رحیمی کودک 6 ساله و معصوم  قوشاچایلی،

 یکی از کم سنترین فعالین حرکت ملی آذربایجان است!

بی شک می توان او را همانند کاراکتر اصلی  داستان «ماهی سیاه کوچولو»ی شهید صمد بهرنگی دانست.

ماهی کوچک اما بسیار هشیار و جسوری  که  کوشید تا از حوزچه تنگ صاحبان قدرت و نفوذ

خارج شود

  و برخلاف جریان اب شنا کند تا وارد دریا بیکران آزادی شود.

مهران رحیمی در اولین روز ماه مهر در کلاس اول ابتدایی ، بدلیل درخواست آموزش زبان ترکی آذربایجانی ،

زبانی که مادرش همه عواطف خود را بدان زبان نثارش کرده،

مورد ضرب و شتم معلم مدرسه  روستای قیرمیزی خلیفه در قوشاچای(میاندوآب)قرار گرفته است!

گفته می شود در حال حاضر مهران کوچک ما به دلیل بی رحمانه معلم نمای شقی القلب

 و نیز استنطاقهای تهدید آمیز مدیر قسی القلب  مدرسه در سرکلاس درس  احساس نا امنی می کند!

از عموم مدافعان تساوی حقوق انسانها،اقوام و ملتها و همچنین پیشتازان جنبشهای ضد آپارتاید در هر کجای جهان که فعال هستند تقاضا می شوداز کودکانی که به دلیل تفاوتهای نژادی،زبانی، قومی،دینی و مذهبی مورد تبعیض و تنبیه قرار می گیرند دفاع کنند و خواسته های به حق کودکانه انان را مطابق کنوانسیون بین المللی حقوق کودک بجای اورند.

مهران کوچک چیز زیادی طلب نکرده است.

او فقط خواسته تا به زبان مادری خود، زبان خدادادی 30 میلیون تورک آذربایجان تحصیل کند.

لطفا در آستانه 16 مهر روزجهانی کودک،

 مهران رحیمی ودیگر مهرانهای معصوم را در آذربایجان،تورکمن صحرا، قشقایستان،الاحواز، لرستان،گیلان،مازندران،بلوچستان و کردستان، فراموش نکنید!

 

|+| نوشته شده توسط کولگه در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 1:59 |

تهديد به اشغال نظامي جمهوري آذربايجان توسط رژيم ايران !!!

سايت بازتاب*  که محل انتشار نظريات و تئوريهاي شخص محسن رضايي ميباشد در جديدترين اقدام ضد آذربايجاني خود به تهديد علني جمهوري آذربايجان **پرداخته است .

 

مدتهاي زيادي است که گروهکهاي ساده لوح ٫ نا آگاه به مسائل تاريخي و سياسي اقدام به نامگذاري بر جمهوري آذربايجان (آذربايجان شمالي) نموده و آنرا ؛ ايران شمالي ؛ ميخوانند. اين خود آشکارترين سند محکوميت رژيم فاشيست ايران در دخالت در امور داخلي يک کشور است و ميتوان با استفاده از آن ٫ به مجامع بين المللي شکايت نمود.

انتشار نشريات و پخش متناقض اخبار تاريخي از ديگر اعمال اين رژيم بر عليه آذربايجان ميباشد. دستگيري ٫ شگنجه و قتل فعالان و نيز ايجاد اختلافات طايفه اي در بين ملت آذربايجان (مثال: اردبيل و تبريز) ٫ نسل کشي پنهان (با مهاجرت تورکها) ٫ نسل کشي زباني (با ممنوعيت استفاده از و آموزش به زبان تورکي آذربايجاني) و ... همه و همه ماهيت اين رژيم را آشکار ميسازد اما او قدرت دارد و ما نداريم !! منظورم واضح است. فردا با رژيم ايران و اشغال نظامي مواجه شده ايم و دستمان خالي است ٫ هم شمال و هم جنوب !!

 

آذربايجان با تاريخ و ملتش در جهان ثبت شده است. همچون ديگر کشورهاي آسيايي ٫ مدتها دست به دست گشته و بخشهاي زيادي از خاک خود را از دست داده است. ولي بهيچوجه از اصالت ٫ فرهنگ و زبان خود بيگانه نشده است. سالها تحت سلطه فارس و روسيه بودن و ممنوعيت تکلم به زبان مادري نتوانسته است شکاف فيزيکي موجود بين اين ملت را به شکاف معنوي تبديل کند. برعکس ملت آذربايجان (شمالي و جنوبي) روز به روز خود را بيشتر از پيش نزديک احساس ميکنند.

 

تظاهرات در جمهوري آذربايجان و مخصوصا در پايتخت آن در حمايت از آذربايجان جنوبي يک واقعيت انکار ناپذير است. با اينکه جو حاکم بر آذربايجان شمالي نيز دست کمي از رژيم ايران ندارد و هر گونه مخالفتي به شدت سرکوب ميشود ٫ ملت آذربايجان تظاهرات خود را حتي به مقابل سفارت رژيم فاشيست ايران کشاندند. با اينکه تعدادي نيز دستگير و حتي شکنجه شدند اما اتحاد موجود در بين اين ملت عميقتر و مستحکمتر ميشود. پرت و پلاهاي کوچه بازاري سفير مانقورد رژيم در باکو بر اين دلالت دارد که بيداري ملت آذربايجان بسيار سهمگين خواهد بود.

 

تهديد علني محسن رضاييها از آنجا اهميت دارد که از زبان يک جنگ آفرين و يک قاتل تمام عيار بيان ميشود. همو که در دستگاه فاسد ايران اختيارات قابل توجهي دارد. استفاده از کلمه ايران شمالي بجاي آذربايجان شمالي ٫ و تهديد به تغذيه مخالفان ارضي آذربايجان (در وهله اول خود رژيم فارس و در وهله دوم داشناکهاي ارمني) نميتواند از قلم يک فرد معمولي نشت کرده باشد. در پشت اين نوشته ها ٫ تئوريهاي خطرناکي نهفته است.

 

محسن رضاييها به هيچ وجه از کمکهاي مادي و نظامي ايران به رژيم اشغالگر ارمنستان ناراضي نيستند. اينان از اقدامات ضد بشري داشناکها خرسندند و حتي به آن کمک نيز مينمايند. قراردادهاي گوناگون ٫ صادرات مواد اوليه به زيرقيمت ٫ تائيد در محافل بين المللي و نيز حمايت آشکار از رژيم ارمنستان (که در عرف سياست به دخالت و همکاري با کشوري در جهت تهديد ديگر کشورها ترجمه ميشود) ٫ از ديد اين دشمنان آذربايجان کارهاي عادي محسوب ميشوند.

 

تشکيل مراسم و جشنواره هاي ويژه در کشورهاي پارس زبان ! کمکهاي بلاعوض و نيز سرازير کردن امکانات آموزشي رايگان به اين کشورها (در حالي که در داخل ايران همه محتاج اين امکانات هستند) ٫ نيز دخالت در امور ديگران محسوب نميگردند ! البته از ديد اين دشمنان آذربايجان.

 

اما وقتي نوبت به آذربايجان و يا تورکيه ميرسد ٫ آسمان به زمين ميايد و سيستم تنفسي رضاييها با مشکل مواجه ميشود.

 

تشکيل کنگره هاي عمومي براي آذربايجانيهاي دنيا٫ يکي از اقدامات بجايي است که کم کم جاي خود را در مجامع بين المللي پيدا مينمايد. اين کنگره ها ثمرات دراز مدتي براي تمامي آذربايجانيها به ارمغان خوهد آورد البته اگر مانند گذشته خود را بازيچه و مسخره سياستبازان رياکار ننمايد.

آذربايجاني در تمام نقاط جهان پراکنده است. در اکثر کشورها زندگي ميکند ولي آن اتحاد لازمه را ندارد. اتحاد ضروريي که در تاريخ معاصر ميتوانست مانع اشغال قاراباغ شود. آيا براي دفاع از سرزمين و ملت خود نبايستي متحد شد؟

 

اگر در دورترين نقطه آفريقا (مثلا به قول احمد اوبالي٫ ماداگاسکار) به يک فارس بربخورند ! که اتفاقا مسلمان هم باشد (البته دومي ضروري نيست) برايش دانشگاه ساخته و هر ماه برايش آبنبات حواله ميکنند. جشنواره هاي فردوسي شناسي برايش برگزار ميکنند و دکتراي افتخاري از دانشگاهها ميخرند. آيا اين به عنوان دخالت در امور داخلي آن کشور آفريقايي محسوب ميشود؟ اگر آن نيست پس اين هم نميتواند باشد.

 

جشنواره هاي فرهنگي و علمي آذربايجانيان بايستي از اينهم بيشتر تشکيل شوند. تجمعات ملي يکي از اصول پايداري است. ملت آذربايجان بايستي با هم نزديکتر شده و براي هم فرصت اتحاد ايجاد کنند.

 

حمايتهاي آشکار و پنهان رژيم شوونيست فارس از پ.ک.ک (شناخته ترين و وحشيترين گروهک تروريست) و داشناکهاي ارمني (به خطرناکي پ.ک.ک) بر هيچ کس پوشيده نيست. براي فشار آوردن بر آذربايجان و تورکيه از انواع حيله هاي ضد بشري استفاده ميکنند. براي کردهاي تورکيه دل ميسوزانند ولي کوردهاي محصور در ايران را نابود ميکنند ! براي عدم داشتن حق تحصيل به زبان کوردي در تورکيه نگرانند و حقوق بشرشان داغ ميکند اما زبان کوردهاي محصور در ايران را از حلقوم در مياورند. تهديدها و کمکهاي هدفدار رژيم فاشيست نبايستي ما را از مسير واقعي خودمان منحرف کنند. اين توصيه براي کوردها نيز صادق است. گول تاريخ سازي فارسها را نخوريد و با آذربايجان درنيافتيد.

 

يکي از شعارهاي ملت آذربايجان در انقلاب خرداد و تظاهرات مهرماه اينبود که : آذربايجان بير اولسون ٫ مرکزي تبريز اولسون. از آن به بعد خواب از چشمان تئوري سازان رژيم گرفته شد٫ چرا که خود را با ملتي مواجه ديدند که در عرض يکهفته به وطنپرستترين و مليگراترين ملتها بدل شد. تا آنروزها ملت آذربايجان به صورت خاموش به ظلمها نگريسته و حتي آنرا قبول ميکردند ولي امروز ديگر همه چيز عوض شده و ملت آذربايجان راه اصلي خود را انتخاب نموده است. براي همواري اينراه زحمت و هزينه بسياري بايد.

 

رژيم جمهوري آذربايجان با تکيه بر غير از ملت خود ٫ کار خود و آينده آذربايجان را تار ميکند. با همکاري يکجانبه با آمريکا ٫ با دوستيهاي بدون هدف با اسرائيل٫ با ملايمت بيمورد با ارمنستان ٫ با خود کوچک بيني خود در مقابل روسها ٫ با اعتماد بيجا با رژيم ايران ٫ با ... راه به کجا ميبرد؟

آينده اين رژيم تاريک است. مرحوم حيدرعلي اوف سياست را اينگونه تعريف نميکرد.

 

تهديدهاي روزانه ايران براي ما گران تمام خواهد شد. اگر امروز مقابله به مثل نکنيم فردا دير خواهد بود. هي نگويند براي مسلح شدن زود است !! آنها خود را يا بخواب زده اند و يا از داخل ما را ميپوسانند. زمان براي مسلح شدن خيلي وقت است گذشته و امروز روزي است که بايد آستينها را بالا زد.

 

پس پريروز با تجزيه آذربايجان ٫ پريروز با سرکوب ملت آذربايجان در جنوب ٫ ديروز با همکاري با ارمنستان براي اشغال قاراباغ و کمک به کوردها براي اشغال بخشهاي غربي آذربايجان ٫ امروز با ايران شمالي خواندن جمهوري آذربايجان ٫ فردا بايستي خود را مرده حساب کنيم.

 

کنگره ها ٫ جشنواره ها و برنامه هاي مخصوص ملت تورک (در آذربايجان ٫ تورکيه و يا ديگر کشورهاي تورک) بايد و بايد برگزار شوند. ملت آذربايجان بايستي به کمک ديگر کشورهاي تورک ٫ سرزمين تجزيه شده خود را بدست آورده و در جامعه بين المللي به عنوان يک کشور مستقل با تاريخي ۱۰ هزار ساله و فرهنگي غني مطرح شود. آذربايجان قديميترين کشوري است که در آن زن و مرد از حقوق مساوي برخوردار ميبوده اند که اين نشانه دموکرات بودن آنهاست. حقوق مساوي زن و مرد پايه و اساس دموکراسي است.

 

آذربايجان و ملت آن يکي از استوارترين و پايدارترينها هستند ٫ نگذاريم اين واقعيت از بين برود.

 

مسعود انتظار

۲۷/۰۹/۲۰۰۶

گلاسگو 

(کولگه نین سوزو:)

محسن رضایی خود فرزند لات چماق بدست معروف تهران و شعبان بی مخ آقای خمینی(  طیب ) می باشد

|+| نوشته شده توسط کولگه در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 1:46 |





Powered by WebGozar